قطار قدیمی

به Mehrdadnozari.ir مراجعه کنید

تمام عمرم در خواب بودم

همیشه دنبالش میگشتم که تا امروز پیدایش کردم

تازه فهمیدم که تمام عمر در خواب بودم

متحول شدم وقتی دیدمش که ای کاش همیشه با من باشد

نشد بهش چیزی بگویم و در خودم آب شدم

 

برای ... گفتم و به خودش تقدیم می کنم

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر ۱۳۹۵ساعت 18:37  توسط مهرداد نوذری  | 

بروز شدن سایت محسن چاوشی

سایت محسن چاوشی با ایده ای جدید بروز شد. امیدواریم که در این راه هم موفق باشند...

 

Mohsenchavoshi.net

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۵ساعت 19:51  توسط مهرداد نوذری  | 

لیست استودیو های موزیک در ایران

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر ۱۳۹۵ساعت 7:39  توسط مهرداد نوذری  | 

صبر

صبر کردن ساده نیست 

اما انجامش بده

مانند کسی که هر لحظه بیدار است

اما خودش را به خواب می زند

صبر سخت است اما

چهره صبورت زیباست...

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۵ساعت 23:38  توسط مهرداد نوذری  | 

شاگرد تو می باشم

شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم/تا زان لب خندانت یک خنده بیاموزم

ای چشمه آگاهی شاگرد نمی خواهی/چه حیله کنم تا من خود را به تو دردوزم

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مهر ۱۳۹۵ساعت 9:20  توسط مهرداد نوذری  | 

مخدوم شمس دین

کور و کران عالم دید از مسیح مرهم/گفته مسیح مریم کای کور و کر برقص آ

مخدوم شمس دین است تبریز رشک چین است/اندر بهار حسنش شاخ و شجر برقص آ

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مهر ۱۳۹۵ساعت 9:19  توسط مهرداد نوذری  | 

مزایای سکوت کردن

اجازه می دهد ذهن تان استراحت کرده و توجه به نفس داشته باشید. باعث می شود اسرار را حفظ کنید. باعث می شود از بحث پرهیز کنید. اجازه می دهد ضعف های دیگران را مشاهده کنید. حکایت از قدرت باطنی شما دارد و شخصی با تجربه به نظر خواهید رسید.

تقویم 88 ، پرسش و پاسخ

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مهر ۱۳۹۵ساعت 9:19  توسط مهرداد نوذری  | 

جنگ زده

دلت تهرون چشات شیراز لبت ساوه هوات بندر

بم ام هرشب تنم تبریز سرم ساری چشام قمصر

دلم دلتنگ تنگستان رو دوشم درد خوزستان

غرورم ایل قشقایی توو رگهام خون کردستان

تو خونه ام  جنگ تحمیلی تو خونت ملک اجدادی

خرابم مثل خرمشهر ولی تو خرم آبادی

تموم کودکی هامو بهم دنیا بدهکاره

تو با لالایی خوابت برد منم با موج خمپاره

دیگه خسته ام از این شهرو از این دنیای وا مونده

میخوام برگردم اونجایی که انگشتام جا مونده

دلم بعد از تو با هرچی که ترکش داشت جنگیده

دیگه بعد از تو به هرکی که ترکش کرد خندیده

رو دستم داغ سوسنگرد تو قلبم عشق خونین شهر

خیالم رکس آبادان اسیرم باز تو این شهر

موهات قشلاق دستامه برام بن بسته هر کوچه

مث تالار آیینه به هر سمتی برم پوچه

دیگه خسته ام از این شهرو از این دنیای وا مونده

میخوام برگردم اونجایی که انگشتام جا مونده

دلم بعد از تو با هرچی که ترکش داشت جنگیده

دیگه بعد از تو به هرکی که ترکش کرد خندیده

پدرام پاریزی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر ۱۳۹۵ساعت 18:20  توسط مهرداد نوذری  | 

کمک

یک روز مرد فقیری به حضور حضرت علی (ع) آمد و تقاضای کمک مالی کرد، حضرت چون از زندگی او خبر داشت، به خزانه دار فرمود: هزار به او بده! خزانه دار چون برای اولین بار اینگونه دستور از حضرت شنیده بود با تعجب پرسید: هزار دینار یا درهم؟ طلا یا نقره؟ حضرت فرمود: هر دو در نزد من یکی است! تحقیق کن کدامیک به حال آن فقیر نافع تر است، همان را بده!

تقویم 88 ، داستان و روایت

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر ۱۳۹۵ساعت 14:51  توسط مهرداد نوذری  | 

میراث پدران

مرحوم دکتر علی شریعتی نقل می کرد: روزی حسین زاده شکنجه گر ساواک مرا از سلول انفرادی به دفترش خواست و گفت: تو آخر زن و بچه داری، هنوز جوانی، ار کار بر کنارت کرده ایم، چیزی نداری، فکری به حال خودت بکن، می خواهی با چه سرمایه ای زندگی کنی؟ در جوابش گفتم: با میراث پدرانم. گفت: از پدرانت چه میراثی برده ای؟ گفتم: فقر و صبر و قناعت

تقویم 88 ، داستان و روایت

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر ۱۳۹۵ساعت 14:51  توسط مهرداد نوذری  | 

زندگی اجباری

می گویند افلاطون در بستر بیماری افتاده بود و لحظات آخر عمرش را می گذارند، یکی از دوستانش به عیادت آمد و از او پرسید؟ چگونه ای؟ افلاطون لبخند معنی داری زد و گفت: متولد شدم اجباری، زمدگی کردم اجباری و اکنون می میرم اجباری، همین قدر دانستم که هیچ ندانستم.

تقویم 88 ، داستان و روایت

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر ۱۳۹۵ساعت 14:51  توسط مهرداد نوذری  | 

ثانیه ثانیه

ثانیه ثانیه بود اما مرد

در لحظه بود اما مرد

ساکت بود اما صدایش بلند شد

از جایش پرید اما چه زود!

خسته نبودم اما خسته شدم

ثانیه ثانیه گذشت حالم بدتر شد

گذشت اما دیر شد!

ماندم هم دیر شد!

بار دیگر ثانیه ها را مرور کردم

دیدم خودم اشتباه شدم!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مهر ۱۳۹۵ساعت 21:4  توسط مهرداد نوذری  | 

مهرداد نوذری

متولد: 3 اردیبهشت 1380 – شهر: مشهد – مهرداد نوذری تقریبا از سال 91 به بعد شروع به گفتن شعر های غمگینی کرد. این اشعار فقط در وبلاگش منتشر می شد و کس دیگری آن ها را نمی خواند . به موسیقی علاقه زیادی دارد و حتما در آینده کاری از ایشان خواهید شنید. خواننده مورد علاقه اش محسن چاوشی است. موسیقی ایران را اصلا استاندارد نمی داند و خودش دوست دارد که موسیقی واقعی را اجرا کند. مهرداد چندین وبلاگ در زمینه های مختلف داشته است و هنوز هم معلوم نشده که بطور واقعی در کدام وبلاگ مشغول کار است زیرا تمام وبلاگ ها کم و بیش بروز می شوند و مطالب جالب توجهی را قرار می دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مهر ۱۳۹۵ساعت 15:23  توسط مهرداد نوذری  | 

چشماتو بازکردی

چشماتو بازکردی دنیام زیر و رو شد

چشماتو بستی و باز تاریکیام شروع شد

سال ۹۰ بهترین شعر بامن بمون بود. اثری از حسین صفا وبا صدای محسن چاوشی

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مهر ۱۳۹۵ساعت 20:47  توسط مهرداد نوذری  | 

آغاز مهر

مهر هم رسید و مدرسه ها کار خود را شروع کردند...

از مهر غمگین نشوید بلکه پاییز فصل زیباایست و مهر آغازش کرد.

 

چه دردی میکشه عاشق فقط پاییز میدونه

خراسون از چه میناله فقط چنگیز میدونه

علی اکبر یاغی تبار

+ نوشته شده در  جمعه دوم مهر ۱۳۹۵ساعت 22:35  توسط مهرداد نوذری  | 

دانلود موزیک بی کلام مهرداد نوذری

موسیقی بی کلام، ساخته شده توسط مهرداد نوذری به نام گذرگاه پیاده

آهنگ، تنظیم، میکس و مسترینگ: مهرداد نوذری

دانلود نسخه اورجینال

+ نوشته شده در  جمعه دوم مهر ۱۳۹۵ساعت 14:21  توسط مهرداد نوذری  | 

خداحافظی تلخ

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد

که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لب هایم

هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر

هیچ کس هیچ کس به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد

جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندن

تا فراموش شود یاد تو هر چند نشد

من دهان باز نکردم که نرنجی از من

مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرا

اما با قلم شرم نوشتند نشد

فاضل نظری، گریه های امپراطور

+ نوشته شده در  جمعه دوم مهر ۱۳۹۵ساعت 14:15  توسط مهرداد نوذری  |