اجازه می دهد ذهن تان استراحت کرده و توجه به نفس داشته باشید. باعث می شود اسرار را حفظ کنید. باعث می شود از بحث پرهیز کنید. اجازه می دهد ضعف های دیگران را مشاهده کنید. حکایت از قدرت باطنی شما دارد و شخصی با تجربه به نظر خواهید رسید.
تقویم 88 ، پرسش و پاسخ
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مهر ۱۳۹۵ساعت 9:19  توسط مهرداد نوذری
|
یک روز مرد فقیری به حضور حضرت علی (ع) آمد و تقاضای کمک مالی کرد، حضرت چون از زندگی او خبر داشت، به خزانه دار فرمود: هزار به او بده! خزانه دار چون برای اولین بار اینگونه دستور از حضرت شنیده بود با تعجب پرسید: هزار دینار یا درهم؟ طلا یا نقره؟ حضرت فرمود: هر دو در نزد من یکی است! تحقیق کن کدامیک به حال آن فقیر نافع تر است، همان را بده!
تقویم 88 ، داستان و روایت
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مهر ۱۳۹۵ساعت 14:51  توسط مهرداد نوذری
|
مرحوم دکتر علی شریعتی نقل می کرد: روزی حسین زاده شکنجه گر ساواک مرا از سلول انفرادی به دفترش خواست و گفت: تو آخر زن و بچه داری، هنوز جوانی، ار کار بر کنارت کرده ایم، چیزی نداری، فکری به حال خودت بکن، می خواهی با چه سرمایه ای زندگی کنی؟ در جوابش گفتم: با میراث پدرانم. گفت: از پدرانت چه میراثی برده ای؟ گفتم: فقر و صبر و قناعت
تقویم 88 ، داستان و روایت
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مهر ۱۳۹۵ساعت 14:51  توسط مهرداد نوذری
|
می گویند افلاطون در بستر بیماری افتاده بود و لحظات آخر عمرش را می گذارند، یکی از دوستانش به عیادت آمد و از او پرسید؟ چگونه ای؟ افلاطون لبخند معنی داری زد و گفت: متولد شدم اجباری، زمدگی کردم اجباری و اکنون می میرم اجباری، همین قدر دانستم که هیچ ندانستم.
تقویم 88 ، داستان و روایت
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مهر ۱۳۹۵ساعت 14:51  توسط مهرداد نوذری
|