قطار قدیمی

به Mehrdadnozari.ir مراجعه کنید

باریدم

باریدم، باریدم، گل دادی/باریدم، تا دیدم گل دادی

گلدون از بارون بیزار شد/لعنت به چشمی که بیمار شد

سینا حجازی

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 23:4  توسط مهرداد نوذری  | 

دنیای ما

ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺎ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ...
ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﮔﯿﺘﺎﺭ ﻭ ﺑﺎﺭﻭﻧﻢ...
ﻣﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺗﺎ ﻇﻬﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﻢ!
ﻣﻦ ﻫﺮ ﺷﺒﻮ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺪﺍﺭﻡ...
ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺎ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺳﺎﮐﺘﻢ، ﺳﺮﺩﻡ!
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭﻡ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﻡ ﺷﺎﯾﺪ
ﭘﺎﺋﯿﺰ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ!!!
ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺎ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻤﺖ ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﻣﻮﻧﻢ
ﺗﻮ ﺩﺍﺋﻢ ﺍﺯ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯽ
ﻣﻦ ﺣﺎﻝ ﻓﺮﺩﺍﻣﻢ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ!

ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﯾﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﺎﺵ...
ﺁﻏﻮﺵ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﻣﺤﮑﻢ ﻧﯿﺴﺖ!

ﺻﺪﺑﺎﺭ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺎﺯ ﯾﺎﺩﺕ ﺭﻓﺖ
ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺎ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ...

http://fateme1361.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 11:8  توسط مهرداد نوذری  | 

دریچه ای رو به هنر و فرهنگ1

ما گدایان خیل سلطانیم شهربند هوای جانانیم
بنده را نام خویشتن نبود هر چه ما را لقب دهند آنیم
گر برانند و گر ببخشایند ره به جای دگر نمی‌دانیم
چون دلارام می‌زند شمشیر سر ببازیم و رخ نگردانیم
دیگران در هوای صحبت یار زر فشانند و ما سر افشانیم
مر خداوند عقل و دانش را عیب ما گو مکن که نادانیم
هر گلی نو که در جهان آید ما به عشقش هزاردستانیم
تنگ چشمان نظر به میوه کنند ما تماشاکنان بستانیم
تو به سیمای شخص می‌نگری ما در آثار صنع حیرانیم
هر چه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم
سعدیا بی وجود صحبت یار همه عالم به هیچ نستانیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 11:6  توسط مهرداد نوذری  | 

دغدغه باران

گاه باران همه دغدغه اش باران نیست
گاه از غصه تنها شدنش می بارد. . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 11:4  توسط مهرداد نوذری  | 

دزیره

 ﺩﺳﺘﻤﻮ ﺑﺎﻻ ﮔﺮﻓﺘﻢ 

ﺗﻮ ﺿﯿﺎﻓﺖ ﺍﺳﯿﺮﯼ 

 ﺗﺎ ﺗﻮ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺩﻧﯿﺎ 

 ﺳﺮﺗﻮ ﺑﺎﻻ ﺑﮕﯿﺮﯼ 

 ﺩﺳﺘﻤﻮ ﺑﺎﻻ ﮔﺮﻓﺘﻢ 

 ﺗﺎ ﺗﻮ ﻗﻠﺒﺖ ﭘﺎ ﺑﮕﯿﺮﻡ 

 ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﺑﺎ ﭼﻪ ﻋﺸﻘﯽ 

  ﺍﯾﻦ ﺷﮑﺴﺘﻮ ﻣﯽ ﭘﺬﯾﺮﻡ.. 

 ﺗﻮ ﯾﻪ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﻣﻦ ﺟﺰﯾﺮﻩ 

 ﻣﻦ ﻧﺎﭘﻠﺌﻮﻥ ﺗﻮ ﺩِﺯﯾﺮﻩ 

 ﺟﺰ ﺗﻮ ﮐﯽ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺖ ﺍﺯ ﻣﻦ 

 ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﻩ 

 ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﻩ 

  ﻧﻘﻄﻪ ﯼ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﻣﺤﻀﻢ 

 ﻧﻘﻄﻪ ﯼ ﺁﺭﺍﻣﺸﻢ ﺑﻮﺩ 

 ﺍﺳﻤﺘﻮ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﮐﺮﺩﻡ 

  ﺍﯾﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻮﺭﺷﻢ ﺑﻮﺩ 

 ﺗﻮ ﻫﻮﺍﯼ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻢ 

 ﺻﺎﺣﺐ ﮐﻞ ﺯﻣﯿﻨﻢ 

 ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎﻣﻮ ﺩﺍﺩﻡ 

 ﺯﯾﺮ ﭼﺘﺮ ﺗﻮ ﺑﺸﯿﻨﻢ 

 ﺷﻮﻕ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ 

 ﻟﺤﻈﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻮ ﺗﻨﻢ ﺑﻮﺩ 

 ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﻋﻤﺮﻡ 

 ﻋﮑﺲ ﺯﺍﻧﻮ ﺯﺩﻧﻢ ﺑﻮﺩ 

 ﻋﮑﺲ ﺯﺍﻧﻮ ﺯﺩﻧﻢ ﺑﻮﺩ 

 ﺗﻮ ﯾﻪ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﻣﻦ ﺟﺰﯾﺮﻩ 

 ﻣﻦ ﻧﺎﭘﻠﺌﻮﻥ ﺗﻮ ﺩِﺯﯾﺮﻩ 

 ﺟﺰ ﺗﻮ ﮐﯽ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺖ ﺍﺯ ﻣﻦ 

 ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﻩ 

 ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﻩ 

 ﺗﺮﺍﻧﻪ: ﺭﻭﺯﺑﻪ ﺑﻤﺎﻧﯽ 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۵ساعت 10:42  توسط مهرداد نوذری  | 

تو بارون رسیدی

تو بارون رسیدی، با چشمای خیست

با دستای گرم ستاره نویست

تو بارون رسیدی، ترانه رها شد

شب کهنه کوچید، جهان مال ما شد

من از تو شکفتم، من از تو رسیدم

یه دنیای تازه، تو چشم تو دیدم

یه فانوس مرده تو برق چشامه

بدون تو حسرت، همیشه باهامه

یغما گلرویی

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان ۱۳۹۵ساعت 8:0  توسط مهرداد نوذری  | 

بارون تو شب می باره

می دونم وقتی که بارون تو شب می باره بیداری!

بازم قمیشی گوش میدی، هنوز بارونو دوست داری!

یغما گلرویی

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان ۱۳۹۵ساعت 8:0  توسط مهرداد نوذری  | 

کلید استجابت ۱

اگر درها به رویت بسته شد

دل بر ممکن باز آ

در این خانه گه نگاه کن

وا کردنش بامن

بی افشان قطره اشکی که من هستم خریدارش

بیاور قطره اخلاص دریا کردنش با من...

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۵ساعت 14:25  توسط مهرداد نوذری  | 

جنگ زده

دلت تهرون چشات شیراز لبت ساوه هوات بندر

بم ام هرشب تنم تبریز سرم ساری چشام قمصر

دلم دلتنگ تنگستان رو دوشم درد خوزستان

غرورم ایل قشقایی توو رگهام خون کردستان

تو خونه ام  جنگ تحمیلی تو خونت ملک اجدادی

خرابم مثل خرمشهر ولی تو خرم آبادی

تموم کودکی هامو بهم دنیا بدهکاره

تو با لالایی خوابت برد منم با موج خمپاره

دیگه خسته ام از این شهرو از این دنیای وا مونده

میخوام برگردم اونجایی که انگشتام جا مونده

دلم بعد از تو با هرچی که ترکش داشت جنگیده

دیگه بعد از تو به هرکی که ترکش کرد خندیده

رو دستم داغ سوسنگرد تو قلبم عشق خونین شهر

خیالم رکس آبادان اسیرم باز تو این شهر

موهات قشلاق دستامه برام بن بسته هر کوچه

مث تالار آیینه به هر سمتی برم پوچه

دیگه خسته ام از این شهرو از این دنیای وا مونده

میخوام برگردم اونجایی که انگشتام جا مونده

دلم بعد از تو با هرچی که ترکش داشت جنگیده

دیگه بعد از تو به هرکی که ترکش کرد خندیده

پدرام پاریزی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر ۱۳۹۵ساعت 18:20  توسط مهرداد نوذری  | 

خداحافظی تلخ

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد

که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لب هایم

هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر

هیچ کس هیچ کس به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد

جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندن

تا فراموش شود یاد تو هر چند نشد

من دهان باز نکردم که نرنجی از من

مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرا

اما با قلم شرم نوشتند نشد

فاضل نظری، گریه های امپراطور

+ نوشته شده در  جمعه دوم مهر ۱۳۹۵ساعت 14:15  توسط مهرداد نوذری  | 

بهرام

بهرام که گور می گرفتی همه عمر/ دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

خیام نیشابوری

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم شهریور ۱۳۹۵ساعت 10:20  توسط مهرداد نوذری  |