قطار قدیمی

به Mehrdadnozari.ir مراجعه کنید

مپرس

می نویسم گاهی، بی آنکه فکر فردا باشم

کسی از قدیم خواستمش امروز جدا شد

از چیزی نمی ترسم اما ترس در وجودم هست

گاهی عاشقانه برایت می نویسم و تو  نمی خوانی

چه بگویم و به چه کسی بگویم؟

کسی که عاشقش بودم، با من نبود

رفت و تنهایم گذاشت و به پشت سرش نگاه نکرد

به روزهایی که با هم خوش بودیم

به روزهایی که کسی فکرش را نمی کرد که تمام شود

اما حیف که دیگر تو نیستی

و ببینی که "درد عشقی کشیده ام که مپرس"

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 10:54  توسط مهرداد نوذری  |